![]() |
![]() |
|
| و خداوند عشق را آفرید............. |
|
سلام به همه دوستان خوبم.حالتون خوبه؟خب خدا را شکر!بهتره که زودتر برم سر اصل مطلب.نه بابا نیومدم خواستگاری دخترتون،میخوام وبم را تعطیل کنم.کی بود پرسید چرا؟آها شما بودید.خب به خاطر اینکه فردا جمعه است و همه جا تعطیله،یکی دیگه از علت هاش به خاطر اعتراض به ورود غیرقانونی سربازهای انگلیسی به آبهای میهنمون!فکر کنم دلایل قانع کننده ای باشه!!نه!؟خب بهتره یک کم دیگه جدی بشم.این چند روزه که تصمیم به این کار گرفته بودم،همش با خودم فکر میکردم چه جوری تمومش کنم؟با یک شعر یا یک داستان یا یک خالی بندی و...... تا اینکه تصمیم گرفتم خودم بنویسم،چون هیچ شعری یا مطلبی پیدا نکردم که تموم حرفهای دلم را توش داشته باشه.راستش را بخواهید من این وبلاگ را فقط به خاطر یک نفر ایجادش کردم،به خاطر علاقه ای که نسبت به اون فرد داشتم و دارم.الان هم به همین دلیل دارم تعطیلش میکنم.چون میبینم هیچ فایده ای نداره!!هر چه قدر شعرعاشقانه آپ کنم یا از عشق درون خودم بگم هیچ فرقی نمیکنه.این روزا دیگه برای هیچکس صداقت،عشق،وفاداری،محبت و مهربونی ارزش نداره!!!!من هر چه قدر اینا را از خودم نشون دادم و به همه ثابت کردم که عاشقم و فقط دارم حقیقت را میگم برای کسی مهم نبود،چون من برای کسی مهم نبودم.دیگه نمیتونم یک سری از دورویی ها و دروغگویی ها را تحمل کنم پس زدم به سیم آخرو گفتم خداحافظ وبلاگ نویسی.ببینم شما هم فکر میکنید من دروغ میگم که عاشقم؟اما خیلی ها هستند که فهمیدند من واقعا عاشق بودم و هستم.باور کنید الان که دارم این آپ را میکن خیلی غم و غصه توی دلم دارم که فقط خودم ازش خبر دارم.شاید باورتون نشه توی چند روز گذشته میخواستم خودکشی کنم!!الان هم فکرش را دارم که این کار را بکنم اما نمیشه!!آخه ۶ اردیبهشت قراره یک اتفاق خوب بیفته!!!اگه گفتید....عروسی خواهرمه،این روزا دارم لحظه شماری اون روز را میکنم.خدا میدونه توی این فرصت کم چقدر کار دارم که هنوز هیچ کدومشون را انجام ندادم.راستی ببینم کدومتو یادتون میمونه اون روز بیایید وبم و عروسی خواهرمو تبریک بگید؟توی این مدتی که این وبلاگ را مینوشتم دوستهای خیلی خوبی و فراوانی پیدا کردم که برا همشون میمیرم!خیلی دوستون دارم
دوست دارم برام فقط یک آرزو کوچولو بکنید!میدونستم قبول میکنید<پس آرزو کنید هر چه زود تر خدا خودش منو ببره قبل از اینکه خودم برم.دیگه حرفی باقی نمونده....کلام آخر:زندگی اجبار است،مرگ انتظار است،عشق یک بار است،جدایی دشوار است،یاد تو تکرار است و من عاشق این تکرارم!!!! دوستان عزیزم برای همیشه خداحافظ
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 13:21 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فرق عشق و دوست داشتن عشق در لحظه پدید میاد.......دوس داشتن در امتداد زمان......عشق معیارها را در هم می ریزد.......دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.......عشق ویران کردن خویشتن هست........دوست داشتن ساختنی عظیم است.......عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد.......دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد........عشق قانون نمی شناسد........دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است........عشق فوران می کند چون اتشفشان........دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه
دوستت دارم همیشه |
|
RSS
|