![]() |
![]() |
|
| و خداوند عشق را آفرید............. |
|
سلام به همه دوستای خوبم.خوبید؟امروز وبم یک ساله شد.یک سال گذشت،گفتنش خیلی راحته مگه نه؟همه معمولا در چنین روزی جشن میگیرن یا مطلب خاصی میزارن واسه تولد وبشون اما من متاسفانه تصمیم گرفتم خودم بنویسم.امیدوارم این مطلبو تحمل کنیو و بخونیدش.یکسال پر از اتفاقات بد و خوب گذشت.سی ام مهر سال گذشته تصمیم گرفتم وب نویسی را شروع کنم فقطم یک دلیل واسه کارم داشتم که خودتون میدونید.با خاطره های خیلی خیلی بد شروع کردم هنوز چند روز نگذشته بود که عمه ام فوت کرد بعدشم پشت سرهم اتفاقات بد و تلخ چند روز پیش داشتم اولین مطالب وبم را می خوندم که اکثرشو خودم نوشتم واقعا جالب بود واسم...اصلا علاقه ای ندارم بشم حسام سال گذشته چون واقعا اون حسام خیلی بیشتر از این حسام ضعف داشت.تمام مطلبای اولیه وبم از روی نا امیدی و مایوسی نوشته شده بود همشون بوی غم میداد که این آخرا داشت به اعتراض تبدیل میشد.توی مطلبهای که براتون آپ کردم مطلب سنگ قبر و پرواز را به خاطر بسپار و آیینه و این چندتا آخریها را خیلی دوست دارم.داشتم واستون میگفتم از مهر پارسال که شروع کردم همه چی افتضاح بود نزدیکای عید شد که اوضاع یکم بهتر شد اما خودم میدونستم زود گذره.همینطوریم شد......توی اردیبهشت بود که دکترام جوابم کردند که خیلی ها هنوزم فکر میکنند همه چی یک خالی بندی مسخره بوده.روز سوم خرداد بود که دوباره به زندگی برگشتم همزمان با آزاد سازی خرمشهر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 17:2 توسط حسام |
|
|
اعتراف:
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم ! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم ! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ! کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم ! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم ! من می ترسم پس هستم سلام به همه دوستای خوبم.خوبید؟راستشو بخواهید خودمم باورم نمیشه که دارم آپ میکنم یعنی اصلا قرار نبود آپ کنم اما این شعر حسین پناهی خدا بیامرزو توی یک سایتی دیدم دلم نیومد نزارمش.امیدوارم خوشتون بیاد.راستی از دوست واقعی و با معرفتم مینا عزیزم ممنونم که همیشه به یادمه و به وبلاگ خودش سرمیزنه.در ضمن آپ بعدیم هم به مناسبت یک ساله شدن وبم آپ میکنم منتظر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:57 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فرق عشق و دوست داشتن عشق در لحظه پدید میاد.......دوس داشتن در امتداد زمان......عشق معیارها را در هم می ریزد.......دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.......عشق ویران کردن خویشتن هست........دوست داشتن ساختنی عظیم است.......عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد.......دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد........عشق قانون نمی شناسد........دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است........عشق فوران می کند چون اتشفشان........دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه
دوستت دارم همیشه |
|
RSS
|