![]() |
![]() |
|
| و خداوند عشق را آفرید............. |
|
خانه دوست كجاست؟ در فلق بود كه پرسيد سوار.
آسمان مكثي كرد. رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شنها بخشيد و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت: "نرسيده به درخت، كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است ميروي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در ميآرد، پس به سمت گل تنهايي ميپيچي، دو قدم مانده به گل، پاي فواره جاويد اساطير زمين ميماني و تو را ترسي شفاف فرا ميگيرد. در صميميت سيال فضا، خشخشي ميشنوي: كودكي ميبيني رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او ميپرسي خانه دوست كجاست. سلام دوستای خوبم.ببخشید خیلی دیر آپیدم.خیلی به خدا گرفتارم هم از نطر روحی هم از نظر جسمی.در گیر تلاطم طوفان زندگیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:4 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فرق عشق و دوست داشتن عشق در لحظه پدید میاد.......دوس داشتن در امتداد زمان......عشق معیارها را در هم می ریزد.......دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.......عشق ویران کردن خویشتن هست........دوست داشتن ساختنی عظیم است.......عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد.......دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد........عشق قانون نمی شناسد........دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است........عشق فوران می کند چون اتشفشان........دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه
دوستت دارم همیشه |
|
RSS
|