![]() |
![]() |
|
| و خداوند عشق را آفرید............. |
|
نمیدونم هستم یا نیستم؟
نمیدونم خوابم یا بیدارم؟ نمیدونم اسمم چیه؟خونم کجاست؟؟ نمیدونم چرا جمعه تعطیله؟ نمیدونم چرا سیگار آزاده ، علی سنتوری حرومه؟؟ نمیدونم تو کدوم کتاب آسمونی رای دادن ثواب داره!!؟؟ نمیدونم چرا آبی دیگه صادق نیست ، نکنه خونم مشکی شده؟ نمیدونم چرا ما آدما سگ شدیم ، سگا آدم شدن؟؟ نمیدونم چرا خورشید مهتابی شده ، ماه آفتابی شده؟ نمیدونم چرا زمستون آتیش میباره ، تابستون برف میاد؟ نمیدونم چرا عشق دو حرفی شده؟پس قلب چی شده؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونم چرا "من" ، "ما" نمیشه؟؟؟ نمیدونم چرا مرد بدون "نا" پیدا نمیشه؟مردونگی چی شده؟؟؟ نمیدونم چرا ام تی ان متحرک اعصاب شده؟مشترک مورد نظر پیدا میشه؟ نمیدونم چرا چی توز موتوری عزیز شده ، نون پنیر خار و ذلیل شده؟ نمیدونم چرا صادق دروغ میگه ، امید مرده ، شادی غمگینه ، آرزو دق کرده ، اکبر اصغر شده؟؟؟ نمیدونم چرا سرم درد میکنه؟ اه...قهوه ام سرد شد!!! نمیدونم........ بهتره ندونم ، اگه بدونم میبرنم پیش داییم تو چل خونه...... تقدیم به دایی محمدم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 18:15 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فرق عشق و دوست داشتن عشق در لحظه پدید میاد.......دوس داشتن در امتداد زمان......عشق معیارها را در هم می ریزد.......دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.......عشق ویران کردن خویشتن هست........دوست داشتن ساختنی عظیم است.......عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد.......دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد........عشق قانون نمی شناسد........دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است........عشق فوران می کند چون اتشفشان........دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه
دوستت دارم همیشه |
|
RSS
|