![]() |
![]() |
|
| و خداوند عشق را آفرید............. |
|
شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم ها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر،سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل: وای،این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من،لیک،غمی غمناک است.
سلام به همه.ببخشید خیلی دیر آپ کردم.این شاید آخرین آپم باشه خودمم نمیدونم امشب معلوم میشه.اگه دیگه تنونستم آپ کنم حلالم کنید.آرزومند آرزوهاتون....................... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 18:30 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فرق عشق و دوست داشتن عشق در لحظه پدید میاد.......دوس داشتن در امتداد زمان......عشق معیارها را در هم می ریزد.......دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.......عشق ویران کردن خویشتن هست........دوست داشتن ساختنی عظیم است.......عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد.......دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد........عشق قانون نمی شناسد........دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است........عشق فوران می کند چون اتشفشان........دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه
دوستت دارم همیشه |
|
RSS
|